۱۳۸۹ مرداد ۱۴, پنجشنبه

دل و عقل...

گویند که دانش زِ رَه عقل بیاید
کِی دانش دل را خِرَد خُرد بشاید؟
آن جا که ادیبان سخن از عشق برانند،
وان جا که نصیحت نبُوَد شیخ نپاید...
عقلی که شود مست ز میخانه ی هستی،
آنک ز ره عشق به افلاک بر آید
شیدا نظری را که بُوَد هور، کُلَه خود
دیهیم فلک را ز چو دادار رباید
یا رب مکناد این سَرِ اِحیا به دَم عشق
چون قطره ز اوج از گذر عمق در آید
"س.ا"

۲ نظر:

  1. سلام
    خوبين؟
    ممنون از اين سه متن جديد.
    واقعا با ذوق و سليقه هستين
    ادبيات ميخونين؟

    mani_200762@yahoo.com

    پاسخ دادنحذف
  2. سلام
    ممنونم از لطفتون
    نه من ادبیات نمی خونم
    ولی عاشق ادبیاتم

    پاسخ دادنحذف