گویند که دانش زِ رَه عقل بیاید
کِی دانش دل را خِرَد خُرد بشاید؟
آن جا که ادیبان سخن از عشق برانند،
وان جا که نصیحت نبُوَد شیخ نپاید...
عقلی که شود مست ز میخانه ی هستی،
آنک ز ره عشق به افلاک بر آید
شیدا نظری را که بُوَد هور، کُلَه خود
دیهیم فلک را ز چو دادار رباید
یا رب مکناد این سَرِ اِحیا به دَم عشق
چون قطره ز اوج از گذر عمق در آید
"س.ا"
سلام
پاسخ دادنحذفخوبين؟
ممنون از اين سه متن جديد.
واقعا با ذوق و سليقه هستين
ادبيات ميخونين؟
mani_200762@yahoo.com
سلام
پاسخ دادنحذفممنونم از لطفتون
نه من ادبیات نمی خونم
ولی عاشق ادبیاتم