۱۳۸۹ شهریور ۱, دوشنبه

چو فرشتگان...

خب این هم واسه اون هایی که نوشته بودن انگار بی انرژی هستم!!!

چو فرشتگان ومرغان، من اگر پرنده بودم
به فراز آسمان ها پر و بال می گشودم
***
ز شفق که بحر عشق است، و ز مه که خرمن مهر
دو سه جرعه می گرفتم، دو سه خوشه می ربودم
***
به شتاب می گذشتم ز کنار بزم پروین
به بساط عیشِ زهره، دو سه لحظه می غنودم
***
اگر از وفا سخن بود و صفا، نمی پریدم
سخنان پرده داران به عبث نمی شنودم
***
به خدای عشق کم کم، به زبان بی زبانی
غم عشق می رساندم،دل خویش می نمودم
***
ز شراب زهره بر آتش غصه می زدم آب
ز دل این سپاه غم راچو گیاه می درودم
***
ز تو ای بلای جانم، ز تو ای طبیب دردم
بلی از تو، از جفای تو، ترانه می سرودم
***
به امید آنکه شاید دل او به رحمت آید
رخ دل فریب او را چو رخ تو می ستودم
***
ز برش نمی گذشتم، مگر آن زمان که گوید:
"برو، ای" امید" از قلب مهت جفا زدودم"
***
پر و بال می گشودم به فراز آسمان ها
چو فرشتگان و مرغان، من اگر پرنده بودم
*
"م. امید"

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر