نقاشی طبیعت
۱۳۸۸ شهریور ۹, دوشنبه
کتیبه...
فتاده تخته سنگ آن سوی تر، انگار کوهی بود..
و ما این سو نشسته، خسته انبوهی
زن و مرد و جوان و پیر،
همه با یکدگر پیوسته، لیک از پای...
و با زنجیر.
اگر دل می کشیدت سوی دلخواهی
به سویش می توانستی خزیدن،
لیک تا آنجا که رخصت بود تا زنجیر.
"م.امید"
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر