۱۳۸۸ شهریور ۷, شنبه

وفای حسن...


تو را دانم که هیچ از ما خبر نیست

وگرنه بی وفاییت این قدر نیست

بپرس از ماه و اختر تا بدانی

شبی نبودکه ما راچشم تر نیست

دگر با ما وفا کن ای فرشته

که بیش ازاین تحمل دربشر نیست

بیا جانا ، وفای حسن از عشق

اگر کمتر نباشد ، بیشتر نیست

ببین کز رفتگان در دست تاریخ

ز رسم دهر خطی جز خبر نیست

الا دریاب فرصت را که زود است

درین آفاق، کز ما هم اثر نیست

چرا از سرنوشت شوم نرگس

ترا ای شوخ چشم، آخر حذر نیست

همه ، بازیچه ی بادیم یکسر

کسی جاوید در این رهگذر نیست

"امید" این ناله ی جان سوزبس کن

شب ما تیره بختان را سحر نیست


" م.امید"

۲ نظر:

  1. گر چه گفتی زیاد با دنیای وبلاگستان میانه ای نداری اما امیدوارم برایت تجربه ای به یاد ماندنی باشد.

    پاسخ دادنحذف
  2. سلام. خيلي زيبا بود
    وبلاگ من به http://motefakerejavan.persianblog.ir/
    تغيير كرد .من مهران كياني

    پاسخ دادنحذف